|
عشق بی قاف
قیصر بارها گفته بود وما زمزمه کرده بودیم:"قاف حرف آخر عشق است٬جایی که نام کوچک من آغاز میشود."
اس ام اس تلخ بود و ناگهانی.شبیه آوار ریخت به سرو روی زندگی های روزمره مان؛قیصر امین پور فوت کرد.قاف از عشق پر کشید.
او متولد سال 1338از درگتوند دزفول٬ انصرافی دانشکده دامپزشکی تهران ٬ دکترای ادبیاتش را در سال 76 گرفت.
شاعر آینه های ناگهان رفت و پشت سرش موجی از اشک و آه ماند و بازدیر یادمان افتاد که چه زود دیر می شود.
هفته پیش تهران پر بود از مراسم های پی در پی. ویژه نامه ها درآمدند با عکس ها و طرح هاو...
قیصر اما رفته و از هیاهو درامان بود.
تحلیل بعد تحلیل آمد ازشعرهایش و خودش نبود تا شبیه همیشه سر تکان دهد و بگوید که" چه حرفها !".
و اصلا شعرهای او ناب تر از آن بود که تحلیل بخواهد.هر چند این هم تحلیلی است براشعارش.
تکیه داده ام
به باد
با عصای استوایی ام
روی ریسمان آسمان ایستاده ام
بر لب دو پرتگاه ناگهان
ناگهانی از صدا
ناگهانی از سکوت
زیر پای من
دهان دره سقوط
باز مانده است
ناگزیر
با صدایی از سکوت
تا همیشه
روی برزخ دو پرتگاه
راه می روم.
|